انجمن علمی آی تی
چندی پیش یک جلسه توجیهی در مورد تشکیل انجمن علمی آی تی از سوی دبیرخانه انجمن های علمی دانشگاه "صنعتی" شاهرود تشکیل شد. در این جلسه که مقامات کشوری و لشکری (و مزینانیان و سلیمانی) شرکت داشتند، مباحثی مطرح شد که قرار بود همان هفته به اطلاع عموم برسد. ولی به علت وقوع سونامی در جنوب شرق آسیا (شاید هم به خاطر شروع جنگهای جهانی بود، دقیق یادم نیست. ولی یک سری اتفاقات تاریخی در آی تی افتاد.) این مطلب به ورطه فراموشی سپرده شد. قرار بود همه کسانی که در اون جلسه حضور داشتند تا جایی که یادشون می آمد مطالب را منتقل کنند. خلاصه ی مطالب –تا جایی که من یادم مانده- از این قراراست:
النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی، فلیس منی!
مطلب اول اینکه باید یه تعدادی از دانشجویان با هم نامزد شوند. (نمیدانم "باهم" رو اونها گفتن یا من دارم اضافه میکنم. خداییش توی اون جلسه اصلا حواسم سر جاش نبود.). تعداد نامزد ها هم خیلی مهم است. اگر کلا از پنج نامزد کمتر باشند که بی خیال انجمن. اگر بین پنج تا هفت نامزد باشند همونها بدون انتخابات میشن عضو انجمن. اگر هم بیشتر باشند که انتخابات داریم. فکر کنم گفتند که این عده تا آخر هفته سوم فروردین وقت دارن که برای مراسم نامزدی ثبت نام کنند. اطلاعیه هاش رو هم قرار بود آقای بخشنده به در و دیوار و هرجایی که گیرشون اومد بزنن. (ما که ندیدیم!).
شورای نگهبان قانون اساسی
واقعا چرا ما هر انتخاباتی داریم قبلش یه عده ای نامزد هاش رو انتصاب میکنن؟ انتخابات انجمن ها هم از این قاعده مستثنی نیست. کسانی که قصد نامزد شدن در انتخابات رو دارن باید یک سری صلاحیت ها رو احراز کنند. از آن جمله این که درکمیته انضباطی سو سابقه نداشته باشن(بابا ! یکی نیست به اینها بگه ما ترم اولی هستیم! هنوز پامون به اونجاها باز نشده، خیلی که زرنگ باشیم دو دفعه سر برف بازی با حراست مشکل پیدا میکنیم!) ثانیا این که معدلشون باید از میانگین معدل کلاس بالاتر باشه. (یکی از اعضای انجمن بعد از جلسه به من میگفت : شنیدم معدل همه بچه های آی تی از میانگین معدل کلاس بیشتره!!! این هم از نتایج حذف درس آمار در کنکور!) بچه خوبی باشه ولی آزمایش اعتیادش مثبت باشه، (حتی المقدور گرس یا همون علف یا حشیش یا ماری جوانا- تریاک توصیه نشده. می شه در پیری ازش استفاده کرد. اولویت با جنس داخلی است).
شرایط و محدودیت های جنسی هم نداره. ولی فروید زده می گه باید 999999/99درصد خانوما باشن. (ای بدبخت!!!!!!)
بی ربط: آقا! یه سریالی بود به نام "زیر آسمان شهر". توی یکی از قسمت های این سریال، یه دختری بود که از "برزو" خوشش اومده بود. هی بیخودی از جلوی برزو رد میشد، بعد به محض اینکه برزو مثلا بهش سلام میکرد، همینطوری بی مقدمه میگفت: من میخوام درسم رو ادامه بدم. فعلا قصد ازدواج ندارم!
بازهم بی ربط: هر موقع بحث انجمن های علمی پیش میاد، یه بنده خدایی که اول اسمش داوود ه میگه: من اصلا نمیخوام نامزد بشم! (شوخی کردم! اهل این حرفهانیست. ولی چون خودش گفت که فحش خورش خوبه، من هم بهش تیکه میندازم!)
درود بر دانشجویان آی تی . نرم افزاری ها هم فعلا باشن تا بعد !
واضح و مبرهن است که ما و دانشجویان نرم افزار میتوانیم حد اکثر یک انجمن داشته باشیم. نکته ای که در اینجا پیش می آید این است که ترکیب اعضا چگونه باید باشد؟ بنا به توضیحات آقای غلامرضایی (دبیر انجمن ریاضی- همونی که باهاش حل تمرین ریاضی داریم) این مورد دست خود ما دانشجویان است. یعنی میتوانیم قبل از انتخابات معین کنیم که چه طور باشد. مثلا میتوانیم بگوییم که n نفر باید از دانشجویان آی تی و k نفر از دانشجویان نرم افزار باشند. یا اینکه t نفر از آقایان و s نفر از خانم ها باشند. در همان جلسه از ما میپرسیدند که چطور انتخاباتی میخواید. گفتیم که ما به نمایندگی از دانشجویان شرکت کردیم و حق تصمیم گیری نداریم. حد اکثر میتوانیم این سوال رو به دانشجویان منتقل کرده و ازشون نظر خواهی کنیم. در این مورد حرف زیاد است. نظر بگذارید، اونجا با هم بحث میکنیم. هر کدام از اینها معایب و محاسنی (ج. محسن= نیکویی ها، برتری ها!. هیچ ربطی هم به ریش ندارد. کلا کلمه زیبایی است) دارد. خلاصه بعدا بحث میکنیم.
رامتین! تو نامزد نشو!
بعد از اون این برادر غلامرضایی که بنا به گفته آگاهان، گوش مفت گیر آورده بود، شیرین یک نیم ساعتی برای ما سخنرانی کرد. به قول آقای عرب The gist of it : آقا اگه میخوای پاچه خواری کنی، جاش اینجا نیست. نامزد نشو! برو یه جای دیگه. ایشان میفرمودند: ذات این انجمن های علمی به گونه ای است که احتمالا با استاد ها سازگاری ندارد. خیلی در این مورد سخنرانی فرمودند. ولی آخرش گفتند: البته خیلی هم بچه ها رو نترسونید! همه اینها رو گفتند. بعد سر کلاس حل تمرین فاش شد که یکی از اساتید ریاضی همینطوری محض رضای خدا توی امتحان پایان ترم پنج نمره به ایشون داده! ما که خیلی سر در نیاوردیم. رامتین به هر حال ریسکش پای خودت. از ما گفتن بود.
Jack-of-all-trades
نیمی از وقت جلسه به این سوال گذشت که حالا این انجمن چیکاره هست؟! ما مرتب این سوال رو مطرح میکردیم و آقای بخشنده و آقای غلامرضایی در جواب این سوال همه چیز تحویلمون میدادند جز یک جواب سرراست. میگفتن که میتوانید کمیته های مختلفی داشته باشید. مثل کمیته بازدید ها (عید که گذشت. این کمیته میتونه برنامه نوروز سال دیگه رو بچینه) کمیته نشریات،کمیته امداد امام خمینی، آموزشی ( که باید هی برای همه کلاس بزاره) و ... . کلا هر جا میبینیم که کار دانشگاه کم و کسری ای چیزی داره این انجمن ها باید دست به کار شوند و همه رو بپیچونند. در واقع میتوان گفت که هر غلطی بخواهیم بکیم باید از طریق این انجمن ها باشد (من به خدا اول سال یکم با ادب تر بودم! این جمله رو داوود نوشته، من هم کپی کردم).... در عین حال اینها هیچ قدرت خاصی.. مسئولیت خاصی چیزی ندارن.
یه مطلب نه چندان بی ربط: سر اردوی مشهد، نصف توان ما صرف این شد که انجمن علمی رو راضی کنیم که از این اردو پشتیبانی کنه. البته فقط پشتیبانی معنوی!! ولی بعدا با خبر شدیم که اگر ما هم از ابتدا انجمن علمی میداشتیم لازم نبود اینقدر منت بکشیم. تازه این سیزده چهارده تا انجمن دو تا سهمیه اتوبوس در ترم هم داشتند. یعنی به عبارتی میشود..... آها فهمیدم: هر چهارسال یک اتوبوس. تازه این اتوبوس ها نباید از شعاع 500 کیلومتری بیشتر بروند. یعنی تهران که خواستن برن، دم درش سلام میدن و برمیگردن. تازه تر : اتوبوس هاش هم از اون اتوبوس های بنز جدید (که احتمالا پدر بزرگ های شما در جوانی باهاشون سفر میکردند) میباشند. آخر این مطلب یا شاید هم تویه یه پست دیگه یه سری افشاگری هایی (یه چیزی در حد "آخ چشمم!" ) در مورد مشهد داشته باشم.
جاده در دست ساخت است! خطر مرگ!
مطلب دیگری که میماند این است که همه بچه های انجمن میگفتند که اعضای این انجمن ها معمولا یک دوران افت نسبتا شدید درسی را تجربه میکنند. ظاهرا چند تاشون هم تا حالا سر همین قضایا مشروط شدند. از خطرات دیگر اینکه اینها رو (جز ظاهرا خودشون و بعضی دانشجویان) هیچ کس تو دانشگاه تحویل نمیگیره. یعنی بعد از یه مدت این اعضای انجمن از بی محلی دیگران به مرگ مغزی مبتلا میشن. این آقای غلامرضایی میگفت بعد از چهار سال هنوز هم نتوانسته اند یک دفتر برای خود دست و پا کنند. دیگه امکانات دیگر بماند. (البته من با شنیدن این مطلب بلا فاصله به خنده ای شدید دچار شدم. به داوود گفتم دلیلش اینه که شما که طوسیان ندارین. اصلا برین جمعش کنین! بابا بچه بازی که نیست. طوسیان لازم داره! دفتر چیه؟ ما هنوز یه ترم نگذشته بالغ بر خدا تومان نقدی و کلی کمک های غیر نقدی از دانشگاه گرفتیم! –همش رو هم این حامد لشکری به تنهایی بالا کشیده. اسناد و مدارکش هم موجوده. نگید نگفتی!-). بقیه مطالب انجمن رو هم از اونهایی که تو جلسه بودن بپرسید.
مش رجب و کربلایی مراد
(توجه توجه: کل این مطلب دزدی است. تو رو خدا منو نفرستین کمیته انضباطی. بگردین نویسنده اصلی رو پیدا کنین اونو بفرستین!)
سه تا جوک با حال بگم؟ "دانشگاه" "صنعتی" "شاهرود"
دیگه از این به بعد لازم نیست از این جوک ها بگیم. از حالا به بعد میتونیم بگیم "آموزشگاه معدن سمنان" یا هر چیز بیکلاس دیگه. جریان رئیس جدید رو که شنیدین.
چندی پیش ظاهرا به رجب جان گفته بودند که تو چون از شخص دیگری در انتخابات ریاست جمهوری حمایت کرده ای بیا و استعفا بده. ایشان هم گفته بودند که تا آخرین دانشجو نهضت ادامه دارد! بالاخره رئیس جدیدی از طرف وزارت علوم تعیین شد و قبلیه هم تودیع شد. به دنبال این اتفاق رئیس قبلیه ناراحت شد و یک ساعت گریه کرد. او اظهار داشت:"حالا من چیکار کنم منو از دانشگاه بیرون کردن!" از سوی دیگر رئیس جدید گفت:" من اون دفتر بزرگ خوشگل رو تو طبقه سوم ساختمون مرکزی میخوام. زودی وسایل قبلیه رو ببرین بریزین تو خیابون". قبلیه هم در حالی که خیلی ناراحت بود و زار میزد گفت: " همه اموالم رو ببرین بیرون. فقط یه دفتر نقاشی دارم که مامانم توش برام یادداشت نوشته. فقط اونو به من بدین. نامردای دزد کچل!" البته آگاهان هنوز نمیدانند که منظور قبلیه از کچل کیست. همچنین دکتر مشکی معاون دانشگاه از سوی فرمانداری شهر مامور شد تا دفتر نقاشی دوران کودکی قبلیه را از جدیده بگیرد. از سوی دیگر بعضی منابع خبری اعلام کردند که جدیده دفتر نقاشی مذکور را خط خطی کرده است.
جایزه جایزه!
وقتی مطلب رو نوشتم و تمام شد یک Page Up زدم. از وحشت مردم! کی میخواد کل این مطلب رو بخونه؟ من که اگه کس دیگری این مطلب رو مینوشت عمرا نمیخوندم. بنابراین تصمیم گرفتم از یه شگرد تبلیغاتی استفاده کنم تا از دفعه بعدی لا اقل دو نفر مطالب من رو بخونن. بله جایزه میدم. کلی فسفر سوزوندم به این نتیجه رسیدم که یه کدی آخر مطلب میزارم، (لابد هر کی آخر مطلب رو بخونه، کلش رو خونده دیگه!) هر کی این کد رو با نام خودش در قسمت نظرات نوشت، یه جایزه داره. به همه هم بگین که از دفعه بعدی دنبال یه همچین کدی لابلای مطالب بگردن. کد این هفته: 8454013 (درسته! همون کدیه که مهندس رضوانی نتونست بشکندش و یه نیم ساعتی تو کف موند!! راستی میدونستین که تخصص اصلی مهندس رضوانی در امنیت شبکه و شکستن کد و این حرفهاست؟ ولی از حق نگذریم: استاد خوبیه!).